سلام.
اين يعني من هنوز هستم، مصداق زنده بودنم همين بلاگه.
سوسه آمدن: فریب دادن ، فریبکاری کردن ، حیله گری ، منافقانه برخورد کردن ، با دست پس زدن و با پا پیش کشیدن +
اگر شما فكر ميكنيد بنده در اين وبلاگ دارم از اين كارا ميكنم كه جناب دهخدا فرمودند سخت در اشتباهيد! ![]()
فقط كمي محافظه كار و اندكي ماخوذ به حيا هستم و از اين بابت اطرافيانم رو دچار اشتباه ميكنم.
در كل آدم غلط اندازي هستم(شانس بزرگ زندگيم)
متولد سال 1366 شمسي،1987 ميلادي تهران و زيست شناسي(ژنتيك) دانشگاه آزاد خوندم، درحال حاضر بيكارم(شايدم پشت كنكوري) و وقت آزادي پيدا كردم تا اين بلاگ رو در ادامه بلاگ قبليم (بي نام و بي نشان) بسازم.
26 بهمن 1388
من دلم مي خواهد
خانه اي داشته باشم پر دوست
کنج هر ديوارش
دوستهايم بنشينند آرام
گل بگو گل بشنو
هرکسي مي خواهد
وارد خانه پر عشق و صفايم گردد
يک سبد بوي گل سرخ
به من هديه کند
شرط وارد گشتن
شست و شوي دلهاست
شرط آن داشتن
يک دل بي رنگ و رياست
بر درش برگ گلي مي کوبم
روي آن با قلم سبز بهار
مي نويسم اي يار
خانه ي ما اينجاست
تا که سهراب نپرسد ديگر
” خانه دوست کجاست؟ “
![]()
فريدون مشيري